<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله آمایش جغرافیایی فضا</title>
    <link>https://gps.gu.ac.ir/</link>
    <description>مجله آمایش جغرافیایی فضا</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارزیابی عملکرد مدیریت آب شهری بر اساس اصول حکمروایی شایسته مطالعه موردی: شهرستان رباط‌کریم</title>
      <link>https://gps.gu.ac.ir/article_239674.html</link>
      <description>مدیریت منابع آب شهری در بسیاری از مناطق جهان به‌ویژه در کشورهای درحال‌توسعه، با چالش‌های قابل‌توجهی روبه‌رو است. این چالش‌ها به‌ویژه در شهرهایی با ویژگی‌های جغرافیایی خاص که با بحران‌های آبی مواجه‌اند، ملموس‌تر است. شهرستان رباط‌کریم به دلیل افزایش جمعیت، توسعه سریع شهری و مشکلات محیط زیستی با چالش‌های اساسی در زمینة مدیریت منابع آب مواجه است. هدف این پژوهش، ارزیابی عملکرد مدیریت آب شهری در این شهرستان بر اساس اصول حکمروایی شایسته است. پژوهش از نوع کاربردی و به روش توصیفی-تحلیلی انجام‌شده است و داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از روش‌های آماری ناپارامتریک در نرم‌افزار آماری جسپ (JASP) تحلیل شدند. در ابتدا، ارزیابی انطباق وضعیت موجود مدیریت آب شهری در سه مؤلفه تأمین، توزیع و تقاضا نشان داد که در تمامی ابعاد حکمروایی شایسته، از جمله شفافیت، پاسخگویی، اثربخشی و کارایی، وضعیت موجود در شهرستان رباط‌کریم به‌طور معناداری پایین‌تر از حد مطلوب قرار دارد. مقایسه میان سه شهر رباط‌کریم، نصیرشهر و پرند نیز نشان داد که در بیشتر شاخص‌ها، شهر رباط‌کریم عملکرد بهتری دارد. در نهایت، نتایج تأکید می‌کنند که بهبود عملکرد مدیریت آب در شهرستان رباط‌کریم مستلزم اصلاحات ساختاری در زمینه‌های شفافیت (به‌ویژه در فرآیندهای تخصیص و مصرف منابع)، مشارکت عمومی، و پاسخگویی نهادهای مسئول است. این پژوهش پیشنهاد می‌کند که برای حل پایدار چالش‌های آبی، تدوین یک مدل جامع مدیریت آب شهری مبتنی بر ویژگی‌های بوم‌شناختی و اجتماعی-اقتصادی مناطق، نه‌تنها برای این شهرستان، بلکه برای سایر مناطق مشابه در ایران، یک ضرورت اساسی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده‌نگاری و تدوین سناریوهای توسعه مبتنی بر خدمات اکوسیستمی ‌ در جنگل‌های مانگرو ایران</title>
      <link>https://gps.gu.ac.ir/article_239655.html</link>
      <description>با هدف برنامه‌ریزی و مدیریت صحیح در جنگل‌های مانگرو کشور به تبییـن آینده‌های گوناگون متصـور و محتمل، شناسایی نیروهای پیشران، کلان‌روندها و عدم قطعیت‌ها در این رویشگاه‌های طبیعی پرداخته شد. به‌منظور شناسایی عمده‌ترین نیروهای پیشران و کلان‌روندها فهرستی بر اساس پیشینه تحقیق و مطالعات نظری شامل 5 معیار، 12 زیر معیار و 55 شاخص تهیه گردید. جامعه آماری پرسش‌شوندگان 15 نفر بوده، که از بین کارشناسان و خبرگان با تخصص‌های مرتبط انتخاب شدند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از طریق روش‌های تحلیل ساختاری و سناریو نگاری در نرم‌افزارهای MicMac و Scenario Wizard صورت گرفت. مطابق نتایج، در بین معیارها بیشترین ضریب اهمیت مربوط به معیار "اکولوژیک"، در بین زیرمعیارها مربوط به " اشتغال" و در بین شاخص‌ها به "وابستگی زیاد معیشت به جنگل" اختصاص‌یافته است. نتایج سناریوهای گروه‌های اول تا سوم به ترتیب بیان‌کننده وضعیت مطلوب و ایده‌آل محیط‌زیست (62 درصد)، وضعیت بینابین و ایستا (28 درصد) و وضعیت بحرانی محیط‌زیست (10 درصد) است. علاوه بر این، نتایج سناریوهای کلان ‌آینده‌ در مخروط آینده&amp;amp;nbsp; شامل "آینده‌های مرجح" (سناریوی گروه اول)، "آینده‌های محتمل" (سناریوی گروه دوم) و "آینده‌های نامعقول" (سناریوهای گروه سوم) است که احتمال وقوع هر یک با توجه به نتایج به‌دست‌آمده قابل پیش‌بینی است. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، بهبود وضعیت خدمات اکوسیستمی در جنگل‌های مانگرو ایران مستلزم عملکرد برنامه‌ریزان و مسئولان در حفظ و حمایت از رویشگاه‌های طبیعی در این محدوده است، به‌گونه‌ای که در راستای حفظ منابع با ارزش زیستی آن تلاش نمایند و وضعیت بهره‌وری از خدمات اکوسیستمی در این منطقه را بهبود بخشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری سیستماتیک بر ابعاد و مؤلفه‌های تأثیر تغییر کاربری زمین بر هویت شهرها</title>
      <link>https://gps.gu.ac.ir/article_239673.html</link>
      <description>هویت شهرها در حال تغییر است، این تغییرات به تقویت شهرها کمک می‌کند. یکی از عواملی که در این تغییرات نقش دارد، تغییرات در کاربری‌های شهری است. تنوع کاربری‌های شهرها سبب ارتقا هویت در شهرها شده که در نتیجه رشد سریع شهری به‌مرور تغییر کرده است. مطالعات بسیاری به بررسی ابعاد و مؤلفه‌های این پدیده پرداخته‌اند، اما تاکنون تحلیلی جامع از تحقیقات پیشین برای استخراج نتایج آن‌ها انجام‌نشده است. به همین دلیل، این مقاله با هدف بررسی مطالعات موجود درباره تأثیر تغییرات کاربری زمین بر هویت شهرها و نتایج آنان در دو حوزه ابعاد و مؤلفه‌ها، به‌صورت یک مرور سیستماتیک انجام‌شده است. روش پژوهش، توصیفی و بر مبنای 64 پژوهش منتخب موجود است که منابع انگلیسی از پایگاه اطلاعاتی Scopus و Scholar Google و Sience Direct و منابع فارسی پایگاه سیویلیکا، پرتال جامع علوم‌انسانی، نورمگز و SID انتخاب‌شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد 4۰٪ پژوهش‌های داخلی در سال‌های 1395 و 1397 و 20٪ پژوهش‌های خارجی در سال 2023 به چاپ رسیده و قاره‌های آسیا، اروپا، آفریقا و استرالیا به ترتیب پیش‌گام این مطالعات هستند. همچنین، 10٪ پژوهش‌های انگلیسی در مجله Environmental Sciences و 20٪ پژوهش‌های داخلی در مجله نگرش‌های نو در جغرافیای انسانی و برنامه‌ریزی فضایی به چاپ رسیده است. نتایج حاصل از بررسی ابعاد و مؤلفه‌های این پدیده از منظر پژوهش‌های پیشین نشان داد بعد طبیعی-مصنوع، انسانی-محیطی کاربری زمین به ترتیب بیشترین تأثیر را بر هویت شهرها دارند و مؤلفه‌های ساختاری، توده‌ای و نقطه‌ای کاربری زمین از مهم‌ترین مؤلفه‌های تغییر کاربری زمین بر هویت شهرها محسوب می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین چارچوب فلسفی ـ کارکردی کاربست شهر هوشمند در مطالعات بازآفرینی بافت مرکزی شهری براساس رویکرد تحلیل مضمون</title>
      <link>https://gps.gu.ac.ir/article_237410.html</link>
      <description>بافت‌های مرکزی کلان‌شهرها، به‌عنوان هسته‌های هویتی و اقتصادی، با چالش‌های چندبعدی مواجه هستند. پارادایم شهر هوشمند، ظرفیت تحول در بازآفرینی این بافت‌ها را دارد؛ بااین‌حال، فقدان یک چارچوب نظری یکپارچه که هم‌زمان ابعاد فلسفی (چرایی) و کارکردی (چگونگی) را تبیین کند، مانعی اساسی است. این پژوهش با هدف تدوین چارچوبی فلسفی ـ کارکردی و زمینه آگاه برای این منظور انجام شد. روش‌شناسی ترکیبی مبتنی بر پراگماتیسم به کار گرفته شد. جامعه آماری، ۲۰۰ مقاله معتبر بین‌المللی بود که بر اساس پروتکل PRISMA انتخاب و با تلفیق تحلیل کمی (الگوریتم LDA و K-Means در پایتون) و کیفی (تحلیل مضمون) بررسی شدند. اعتبار با رویکرد مثلث سازی و پایایی با ضریب کاپای ۰٫۸۷ تأیید گردید. یافته‌های کمی، ۶ خوشه مفهومی اصلی را شناسایی کرد: فناوری و زیرساخت هوشمند (%26٫۴)، ابعاد اجتماعی ـ فرهنگی (%2۲٫۱)، حکمرانی و سیاست‌گذاری (%1۸٫۷)، پایداری و تاب‌آوری محیطی (%1۵٫۹)، بازآفرینی اقتصادی (%1۲٫۵) و چالش‌ها (%4٫۴). یافته‌های کیفی منجر به استخراج ۵۵ مضمون اصلی و ۱۹۵ مضمون فرعی و سازمان‌دهی آن‌ها در یک چارچوب سه لایه (فلسفی، کارکردی، زمینه‌ای) شد. چارچوب نهایی نشان می‌دهد موفقیت درگرو گذر از نگرش صرفاً فناورانه و اتخاذ رویکردی تکوین گراست که فناوری را در بافت اجتماعی ـ فضایی تنیده و سه قید کلیدی &amp;amp;laquo;حکمرانی داده شفاف&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پیوست اجتماعی ضد جابه‌جایی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;معماری مالی چند منبعی&amp;amp;raquo; را لحاظ می‌کند. دستاورد پژوهش، ارائه نقشه راهی اجرایی و بومی‌پذیر برای تبدیل این بافت‌ها به فضاهای هوشمند، عادلانه، تاب‌آور و پایدار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاستگذاری آینده نگرانه سلامت روان دیجیتال در شهر تهران</title>
      <link>https://gps.gu.ac.ir/article_228241.html</link>
      <description>شهر تهران به‌عنوان پایتخت ایران و شهر پیشرو در زمینه ظهور و به‌کارگیری فناوری‌های نوین در آینده این کشور به‌شدت تحت تأثیر تحولات اجتماعی فناورانه قرارگرفته و شهروندان از اثرات مثبت و منفی دیجیتالی شدن زندگی و رشد فناوری‌های مرتبط متأثر خواهند شد. ازاین‌رو این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل پیشران‌های اثرگذار بر آینده سلامت شهروندان و تحلیل سناریوها و تغییرات سلامت روان شهروندان (متأثر از فناوری‌های دیجیتال) و ارائه شیوه‌های اقدام انجام‌شده است. روش تحقیق در این پژوهش کاربردی است و از روش‌های مطالعات کتابخانه‌ای و مصاحبه برای جمع‌آوری و از روش‌های پویش محیطی، تحلیل ساختاری، سناریو نگاری و تحلیل سلسله مراتبی برای تحلیل داده‌ها استفاده‌شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد، چهار سناریو پیش روی آینده سلامت روان شهر تهران در خصوص تهدیدات و درمان‌های دیجیتال وجود دارد. با توجه به نظرخواهی از خبرگان به نظر می‌رسد، سناریوهای دوم و سوم محتمل‌ترین سناریوها هستند. سناریو اول با داشتن تمام ویژگی‌ها در حالت ایده‌آل مطلوب‌ترین سناریوها می‌باشد. سیاست‌گذاران شهری همچنان نیازمند تلاش برای بهبود جنبه‌های مختلف برای حرکت به سمت سناریو اول هستند. سناریو چهارم بدترین حالت ممکن است و سیاست‌گذاران شهری باید از وقوع آن جلوگیری کنند. در نتیجه با در نظر داشتن اقدامات پیشنهادی در این پژوهش می‌توان سلامت روان شهروندان تهرانی را در مواجه با تهدیدات و فرصت‌های دیجیتال ارتقا داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مکان‌یابی بهینه ایستگاه‌های پایش در حوضه‌های آبریز با استفاده از روش تصمیم‌گیری چندمعیاره CRITIC، مطالعه موردی حوضه آبریز قلعه‌چای</title>
      <link>https://gps.gu.ac.ir/article_242629.html</link>
      <description>امروزه با توجه به افزایش چالش‌های محیط‌زیستی و تغییرات اقلیمی، ایجاد شبکه‌ای از پایگاه‌های پایش در سطح حوضه‌های آبریز به‌عنوان یکی از الزامات اساسی در مدیریت بهینه منابع آب و پیشگیری از مخاطرات طبیعی شناخته می‌شود. این پایگاه‌ها با جمع‌آوری داده‌های دقیق و به‌هنگام، امکان تحلیل روند تغییرات هیدرولوژیکی، ارزیابی مخاطراتی نظیر سیلاب، و برنامه‌ریزی راهبردی برای کاهش آسیب‌پذیری را فراهم می‌کنند. در همین راستا هدف اصلی این پژوهش مکان‌یابی احداث پایگاه پایش در سطح حوضه آبریز قلعه چای واقع در استان آذربایجان شرقی می‌باشد. جهت نیل به این هدف از 10 پارامتر مؤثر در انتخاب مکان‌های بهینه به‌منظور احداث پایگاه پایش استفاده گردید. پارامترهای مورد استفاده عبارت بودند از: ارتفاع، شیب، جهت شیب، فاصله از آبراهه، فاصله از روستا، فاصله از شهر، فاصله از جاده، فاصله از گسل، لیتولوژی و کاربری اراضی. در ادامه جهت وزن دهی پارامترها از روش تصمیم‌گیری چندمعیاره CRITIC استفاده شد. نتایج وزن دهی نشان داد که پارامترهای فاصله از رودخانه، فاصله از جاده، فاصله از روستا و فاصله از شهر نقش مهمی در مکان‌یابی پایگاه پایش داشته‌اند. نقشه نهایی از حاصل‌ضرب وزن پارامترها در لایه‌های اطلاعاتی آن‌ها در محیط نرم‌افزار ArcGIS به دست آمد. این نقشه به 5 کلاس کاملاً مناسب، مناسب، نسبتاً مناسب، نامناسب و کاملاً نامناسب از نظر مکان‌یابی پایگاه پایش تقسیم شد. نقشه نهایی نشان داد مناطق واقع در خروجی حوضه (به‌ویژه دشت‌های کم‌شیب مجاور رودخانه و جاده‌های اصلی) به‌عنوان پهنه‌های ایده‌آل شناسایی شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل محرک شناختی و نگرشی در پایبندی به پرداخت عوارض شهری با سطوح مختلف برخورداری، مطالعه موردی: محلات کارمندان، اسلام آباد و کوی فرهنگ شهر زنجان</title>
      <link>https://gps.gu.ac.ir/article_242628.html</link>
      <description>انتظار ارائه خدمات عمومی شهری در برابر پرداخت عوارض نوسازی شهرداری نیز یکی از مسائل شکل&amp;amp;shy;گیری برابری اجتماعی و نظم فضایی در محلات شهری تلقی می&amp;amp;shy;گردد. از این&amp;amp;shy;رو می&amp;amp;shy;توان گفت ارتباط مستقیمی میان پرداخت عوارض نوسازی و خدمات-دهی به محلات از دیدگاه مدیریت شهری وجود دارد. لذا هدف این پژوهش نگرشی بر رفتار و دلایل پرداخت یا عدم پرداخت عوارض شهرداری در محلات با سطوح مختلف برخورداری شهر زنجان (اسلام‌آباد به‌عنوان اسکان غیررسمی، کوی فرهنگ نیمه‌برخوردار و کارمندان برخوردار) می&amp;amp;shy;باشد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمّی و استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری است. داده‌ها از طریق پرسشنامه (نمونه ۳۸۴ نفر) و آمار رسمی شهرداری (۱۴۰۴-۱۳۹۳) گردآوری شد. یافته‌ها نشان می‌دهد نرخ پرداخت عوارض در کوی فرهنگ (5/85 درصد) بالاتر از کارمندان (6/81 درصد) و اسلام‌آباد (6/67 درصد) است، که حاکی از نقش عوامل غیراقتصادی در رفتار پرداخت است. نتایج مدل‌سازی ساختاری نشان می‌دهد آگاهی و اطلاع‌رسانی با وجود پایایی عالی (863/0 = &amp;amp;alpha;)، اثر منفی معناداری بر رفتار پرداخت (386/0- =&amp;amp;beta;) و نگرش به پرداخت (452/0- =&amp;amp;beta;) دارد که نشان‌دهنده اثر پارادوکسیکال افزایش آگاهی بر کاهش تمایل به پرداخت در شرایط فقدان شفافیت است. نگرش نسبت به پرداخت (923/0 = &amp;amp;alpha;) اثر مثبتی بر اعتماد و مشارکت اجتماعی (758/0 =&amp;amp;beta;) دارد، اما تأثیر مستقیم آن بر رفتار پرداخت ضعیف و منفی (204/0- =&amp;amp;beta;) است. اعتماد و مشارکت اجتماعی (921/0 = &amp;amp;alpha;) نیز اثر منفی محدودی بر رفتار پرداخت نشان می‌دهد (204/0- =&amp;amp;beta;) که بیانگر شکاف نگرش-رفتار شهروندان است.یافته‌ها تأکید می‌کنند. نتایج حاکی از آن است که متغیرهای شناختی و نگرشی عمدتاً در جهت منفی بر رفتار پرداخت تأثیر می‌گذارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تأثیر توسعه منطقه‌ای بر بهبود مدیریت یکپارچه شهری با رویکرد پایداری، مطالعه موردی: ‌شهر تهران</title>
      <link>https://gps.gu.ac.ir/article_242630.html</link>
      <description>توسعه منطقه‌ای به‌عنوان یکی از رویکردهای کلان برنامه‌ریزی فضایی می‌تواند نقش مؤثری در بهبود مدیریت یکپارچه شهری ایفا کرده و زمینه‌ساز تحقق توسعه متوازن و پایدار در کلان‌شهرها باشد. این نگرش به مدیریت، به‌دنبال ادغام منابع، بهره‌وری بالاتر، و توزیع عادلانه‌تر منافع از توسعه است. ازاین‌رو، هدف پژوهش حاضر تحلیل نقش توسعه پایدار با تمرکز بر توسعه منطقه‌ای به‌عنوان زیربنای تقویت مدیریت یکپارچه شهری در کلان‌شهر تهران است. Top of Formروش تحقیق پژوهش حاضر توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و همبستگی است. جهت گردآوری مبانی نظری اطلاعات در خصوص تبیین ادبیات موضوع تحقیق از روش کتابخانه‌ای و مطالعات اسنادی استفاده گردید. ابزار گردآوری داده&amp;amp;lrm;ها در تحقیق حاضر پرسش‌نامه بود. جامعه آماری پژوهش، ساکنین مناطق مختلف شهر تهران بود. همچنین از فرمول کوکران برای محاسبه نمونه آماری پژوهش استفاده شد. حجم نمونه 384 نفر تعیین شد که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده تکمیل گردید. در نهایت برای تجزیه‌وتحلیل داده‌های پژوهش از نرم‌افزارهای Spss و Smart-Pls استفاده شد. یافته‌ها حاکی از آن است که افزایش در توسعه پایدار و ابعاد آن با ارتقاء معناداری در مدیریت یکپارچه شهری و بهبود محسوس در عملکرد و کارایی نهادهای مرتبط همراه خواهد بود. همچنین، تمرکز بر توسعه منطقه‌ای و تقویت ابعاد آن، ظرفیت مدیریت یکپارچه را افزایش داده و موجب رشد و توانمندسازی سازمان‌های شهری می‌شود. در مجموع، نتایج پژوهش بر وجود همبستگی مثبت و معنی‌دار میان توسعه پایدار و مدیریت یکپارچه تأکید دارد. این همبستگی می‌تواند به بهبود چشمگیری در عملکرد و اداره‌ سازمان‌ها در شهر تهران منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل مؤثر بر درگیری ذهنی گردشگران در مقصدهای گردشگری روستایی مطالعه موردی: روستاهای گردشگری بخش طرقبه، شهرستان طرقبه -شاندیز</title>
      <link>https://gps.gu.ac.ir/article_242631.html</link>
      <description>امروزه درگیری ذهنی در گردشگری یکی از موضوعات مهمی است که نوع رفتار و نگرش گردشگران را نسبت به یک مقصد شکل می‌دهد و نقش بسیار مهمی در رضایتمندی و یا عدم رضایتمندی گردشگران از یک مقصد دارد؛ لذا ضرورت دارد که درگیری ذهنی و عوامل مؤثر بر آن در مقاصد گردشگری شناسایی و موردتوجه قرار بگیرد؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر درگیری ذهنی گردشگران می‌باشد. این پژوهش از نظر روش تحقیق توضیفی -تحلیلی و به لحاظ هدف کاربردی می‌باشد. برای جمع‌آوری اطلاعات از روش ترکیبی کتابخانه‌ای و میدانی و از ابزار پرسش‌نامه استفاده گردیده است. محدوده موردمطالعه روستاهای گردشگری بخش طرقبه است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران با حجم جامعه نامعلوم برابر با 384 نفر است و جامعه آماری در این تحقیق تمامی گردشگران بالای 15 سال می‌باشد. برای تجزیه&amp;amp;lrm;وتحلیل داده‌ها و شناسایی عوامل مؤثر بر درگیری ذهنی گردشگران از روش تحلیل عاملی اکتشافی در نرم‌افزار Spss استفاده شده است. نتایج حاصل از تجزیه&amp;amp;lrm;وتحلیل داده‌ها نشان داد که بر اساس این روش عوامل اقتصادی، فرهنگ گردشگری روستا، زیرساخت‌های روستا، خدمات عمومی، جغرافیای عمومی روستا، زیبایی بصری روستا در شکل‌گیری درگیری ذهنی گردشگران مؤثر است. دراین‌بین عامل اقتصادی بیشترین تأثیر را در ایجاد درگیری ذهنی در روستاهای موردمطالعه داشته است؛ بنابراین ضرورت دارد که عوامل مؤثر در درگیری ذهنی در روستاهای مقصد گردشگری مورد بررسی قرار بگیرد و در جهت ارتقای معرف‌های هر عامل اقدام شود، در این صورت می‌توان رضایت و وفاداری را نسبت مقصد در بلندمدت ایجاد کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین عوامل مؤثر بر توسعه راهبردی با رویکرد شهر خلاق مطالعه موردی: شهر شهرکرد</title>
      <link>https://gps.gu.ac.ir/article_243402.html</link>
      <description>ناکارآمدی رویکردهای سنتی برنامه‌ریزی شهری در ایران، ضرورت بهره‌گیری از رهیافت‌های نوینی همچون راهبرد توسعه شهری (CDS) را دوچندان ساخته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل مؤثر بر توسعه راهبردی شهر شهرکرد با رویکرد شهر خلاق و ارائه مدل فرآیندی آن انجام‌شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی-تحلیلی است. گردآوری داده‌ها به دو روش کتابخانه‌ای و میدانی صورت گرفت. در بخش کیفی، ۱۸ نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی به روش نمونه‌گیری هدفمند در فرآیند دلفی و مدل‌سازی ساختاری-تفسیری (ISM) مشارکت داشتند. (بخش کمی تکمیلی با ۳۸۴ شهروند به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای طبقه‌بندی‌شده انتخاب و با پایایی پرسشنامه تأییدشده (آلفای کرونباخ &amp;amp;gt; ۰.۸) را تکمیل کردند و صرفاً برای ترسیم زمینه ذهنی پژوهش انجام شد و نقشی در مدل اصلی نداشت.) تحلیل داده‌ها با MICMAC&amp;amp;nbsp; انجام شد ارزیابی کمی نشان داد شاخص‌های چهارگانه CDS در شهرکرد وضعیت نامطلوبی دارند؛ به‌ویژه ابعاد حکمروایی (میانگین ۲.۹۸) و رقابت‌پذیری (میانگین ۳.۰۲) پایین‌ترین مقادیر را کسب کردند. مدل ساختاری-تفسیری، عناصر &amp;amp;laquo;تقویت جامعه محلی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;افزایش جذابیت و خلاقیت&amp;amp;raquo; را به‌عنوان پیش‌ران‌های بنیادین در بالاترین سطح شناسایی کرد. تحلیل MICMAC نیز حاکی از قرارگیری اکثر متغیرها در ناحیه پیوندی و وجود روابط پیچیده و دوسویه میان عناصر بود که نشان‌دهنده وابستگی متقابل شدید مؤلفه‌های توسعه در شهرکرد است. تدوین سند راهبرد توسعه شهرکرد با رویکرد شهر خلاق، نیازمند توجه هم‌زمان به سه مؤلفه تسامح، استعداد و تکنولوژی در چارچوب ابعاد چهارگانه CDS است. مدل فرآیندی ارائه‌شده با تأکید بر نقش زیرساختی جامعه محلی و خلاقیت، می‌تواند به‌عنوان نقشه راهی برای برنامه‌ریزان شهری عمل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی کریدور شرق به غرب انتقال انرژی (مطالعه موردی: خط لوله مهرآران- شیراز)</title>
      <link>https://gps.gu.ac.ir/article_230040.html</link>
      <description>پروژه های بزرگ انتقال انرژی چه در ابعاد ملی و چه ابعاد بین المللی به سبب اثرات زیست محیطی اهیمت ویژه دارد. در این بین توجه به مسیرهایی تحت عنوان کریدورهای انرژی که بتواند با حداقل اثرات زیست محیطی بستری برای انتقال چندین انرژی فراهم آورد می تواند در کاهش اثرات زیست محیطی اثر گذار باشد. این مطالعه به طراحی کریدور انتقال انرژی شرق به غرب در ایران با استفاده از تحلیل کوتاهترین مسیر (Least Cost Path Analysis) به منظور دستیابی به کریدوری چندمنظوره انتقال انرژی می‌پردازد این پژوهش از فناوری GIS و تحلیل کوتاهترین مسیر برای شناسایی کارآمدترین و کم‌هزینه‌ترین مسیرها برای انتقال انرژی استفاده می‌کند و عوامل جغرافیایی و زیست‌محیطی را در نظر می‌گیرد. نتایج نشان می‌دهد که مسیرهای پیشنهادی به طور قابل توجهی هزینه‌های را کاهش می‌دهند در حالی که تأثیرات زیست‌محیطی را نیز به حداقل می‌رسانند این اثرات از آنجا که نیازمندی به تملک زمین را کاهش می دهند تا 30 درصد در هزینه های تملک و تا 15 درصد در کل هزینه های پروژه کمک کننده هسستند. در نتیجه کارایی کلی توزیع انرژی را افزایش می‌دهند. استفاده از تحلیل کوتاهترین مسیر در طراحی کریدورهای انتقال انرژی می‌تواند به راه‌حل‌های پایدارتر انرژی در ایران منجر شود و به طور مؤثری به نگرانی‌های اقتصادی و زیست‌محیطی پاسخ دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان سنجی بکارگیری پنل های خورشیدی جهت تامین برق روستاهای شهرستان چالوس با استفاده از تصاویر حرارتی (الگوریتم سبال) و سیستم اطلاعات جغرافیایی</title>
      <link>https://gps.gu.ac.ir/article_243130.html</link>
      <description>انرژی خورشیدی به عنوان یکی از راهکارهای قابل اطمینان جهت تولید برق لازم در زندگی انسان‌ها مورد توجه قرار گرفته است. دسترسی آسان برای همه ی مردم بدون هیچ هزینه ای، عمر مفید و قابلیت استفاده طولانی مدت، عدم احتیاج به احداث شبکه برق، ترانسفورماتور و ... که بسیار پرهزینه  است، و نیز  سهولت در نصب و جابجایی آسان و سریع، قابلیت نصب آسان و سریع و بهره گیری آن در محل نزدیک به مصرف کنندگان،  قابلیت استفاده در سیستم‌های متحرک و نیاز به منابع الکتریسیته مناسب برای مکان‌های دور از شبکه برق رسانی بهره مندی از این انرژی را اجتناب‌ناپذیر است. جهت انجام این پژوهش، از تصاویر مربوط به سال 2024 ماهواره لندست 8 سنجنده OLI و سنجنده TIRS و الگوریتم سبال استفاده شد. از نرم‌افزارENVI  جهت تصحیحات هندسی، اتمسفری و رادیومتریک تصاویر ماهواره‌ای و همچنین اجرای محاسبات مربوط به مدل سبال و از نرم‌افزار ArcGIS جهت ایجاد پایگاه داده، تحلیل‌های مکانی، عملیات کارتوگرافیکی و در نهایت پیاده کردن مدل استفاده گردید. نتایج حاصل نشان می دهد که میانگین بیشترین تابش موج کوتاه ورودی به میزان 846 وات بر مترمربع در ماه آگوست و کمترین مقدار در ماه فوریه به میزان 313 وات بر مترمربع بوده است.  تفاوت در مقدار تابش خالص رسیده به زمین در منطقه مورد مطالعه، ناشی از تفاوت زاویه تابش خورشید و تعداد ساعات آفتابی در ماه‌های مختلف سال است. می‌توان نتیجه گرفت که تابش خورشیدی از آستانه‌ی تابش تا 1000 وات بر مترمربع را دریافت می‌کنند، می‌توان نتیجه گرفت که تابش خورشیدی در روستاهای شهرستان چالوس پتانسیل لازم برای اجرای طرح‌های فتوولتائیک خورشیدی را دارا می‌باشد.
.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
